تبلیغات
یاران زمین - هوازدگی شیمیایی در ایران

www.geoevents.net

هوازدگی شیمیایی در ایران

نویسنده :سحر میرمرادی
تاریخ:دوشنبه 6 اسفند 1386-09:02 ق.ظ

کشور ایران چون یک سرزمین خشک است،بنابراین تخریب یا تجزیه ی شیمیایی در آن به ندرت و به صورت محلی به وقوع می پیوندد.از این رو،اشکال و لندفرمهای بزرگ مقیاس حاصل از این نوع هوازدگی مانند پیدایش کارست های ناشی از انحلال و خورندگی و یا پیدایش لایه های ژیپس ضخیم بر اثر عمل هیدراسیون (هیدراته شدن) و امثال آن،عمدتا در طی زمان طولانی و به ویژه در دوره های مرطوب کواترنر پدید آمده اند.

در حال حاضر،عملکرد و گسترش این نوع فرایند از پراکندگی میزان رطوبت در سطح کشور تبعیت می کند.یعنی از شمال به جنوب و از غرب به شرق ،به ویژه به طرف چاله های مرکزی و شرقی،دامنه فعالیت آن محدود تر و شدت آن نیز کمتر می شود.البته پارامترهای دیگری نظیر نوع سنگ و سازند متشکله زمین،میزان پو.شش سطحی (مواد هوازده یا گیاه)و امثال آن در میزان این نوع هوازدگی نقش و اهمیت به سزایی دارند.به هر حال قلمرو و پراکنش تخریب و تجزیه ی شیمیایی در ایران را می توان در سه ناحیه،همانند نواحی مربوط به هوازگی فیزیکی –مکانیکی ولیکن به حالت عکس آن مشاهده نمود.

هوازدگی شیمیایی در ایران                                                 

کشور ایران چون یک سرزمین خشک است،بنابراین تخریب یا تجزیه ی شیمیایی در آن به ندرت و به صورت محلی به وقوع می پیوندد.از این رو،اشکال و لندفرمهای بزرگ مقیاس حاصل از این نوع هوازدگی مانند پیدایش کارست های ناشی از انحلال و خورندگی و یا پیدایش لایه های ژیپس ضخیم بر اثر عمل هیدراسیون (هیدراته شدن) و امثال آن،عمدتا در طی زمان طولانی و به ویژه در دوره های مرطوب کواترنر پدید آمده اند.

در حال حاضر،عملکرد و گسترش این نوع فرایند از پراکندگی میزان رطوبت در سطح کشور تبعیت می کند.یعنی از شمال به جنوب و از غرب به شرق ،به ویژه به طرف چاله های مرکزی و شرقی،دامنه فعالیت آن محدود تر و شدت آن نیز کمتر می شود.البته پارامترهای دیگری نظیر نوع سنگ و سازند متشکله زمین،میزان پو.شش سطحی (مواد هوازده یا گیاه)و امثال آن در میزان این نوع هوازدگی نقش و اهمیت به سزایی دارند.به هر حال قلمرو و پراکنش تخریب و تجزیه ی شیمیایی در ایران را می توان در سه ناحیه،همانند نواحی مربوط به هوازگی فیزیکی –مکانیکی ولیکن به حالت عکس آن مشاهده نمود.

الف-سواحل دریاهای شمال و جنوب به علت دارا بودن نم نسبی بالا و بارندگی زیاد (بخصوص در سواحل خزر)شرایط مناسبی را برای اعمال شیمیایی (به ویژه انحلال و خورندگی)فراهم می آورند.در نقاطی مثل چابهار و یا بندر عباس و امثال آن وجود دریاها و گرمای قابل توجه با پتانسیل تبخیر بالا،شرایط شرجی را به گونه ای تشدید می نمایند که می توان از یک متر مکعب هوا یک لیتر آب استحصال نمود.این ویژگی در سواحل دریای خزر نیز بالاخص در فصل گرم وجود دارد،مضافا به اینکه این ناحیه پر باران ترین بخش کشور به شمار می آید و لذا از نظر هوازدگی شیمیایی بالاترین پتانسیل را در بر دارد.از آنجاییکه بخش قابل توجهی از سواحل ایران از سازندهای نرم و منفصل (رسوبات آبرفتی،بادی و...)تشکیل شده،بنابراین هوازدگی مذکور نمود عینی چندانی ندارد.فقط در نقاطی که سواحل صخره ای و دریا باری حضور داند و جاییکه جلگه ساحلی بسیار باریک شده  و کوه به دریا نزدیک میشود تاثیر اعمال شیمیایی از نوع انحلال (بسته به نوع سنگ و میزان برهنگی آن)بیشتر می گردد.مثلا سواحل دریا باری منطقه چابهار و تبس،سواحل کوهستانی و نسبتا پرتگاهی حد فاصل بندر لنگه تا کنگان،نوار ساحلی نور تا رودسر و دریا بارهای پراکنده ی جنوب غرب دریای خزر از این حیث مستعدتر هستند.

در سواحل جنوبی ایران،علی رغم اینکه بارندگی بسیار کم است،اما به دلیل وجود گرما و رطوبت زیاد هوا (شرایط شرجی )تخریب و هوازدگی شیمیایی بسیار شدید می باشد.این نوع هوازدگی در درجه نخست از نوع هیدرولیز و در درجه دوم از نوع هیدراتاسیون است.وجود آهک زیاد در سواحل جنوبی،نوع حیوانات و موجودات دریایی آن با سواحل شمالی کشور فرق می کند.زیرا در سواحل شمالی فقط بخشی از مازندران آهکی است و بقیه سیلیسی می باشند.وجود املاح نمک و گچ(به ویژه در گچساران که وجه تسمیه ی آن به خاطر گسترش وسیع سازند گچی در منطقه می باشد)نیز عمل انحلال را تشدید می نماید.زیرا املاح،PH محیط را تغییر می دهند به گونه ای که املاح آهن در PH قلیایی رسوب می کنند(اگر PH آب اسید باشد،رسوب نمی گذارد ولیکن اگر قلیایی باشد،رسوب تولید می شود) و در حالی که در این شرایط PH ،سیلیس حل می شود و ظاهرا از بین می رود.به همین دلیل در مناطق و سواحل جنوبی ماسه به ندرت یافت می شود.همچنین در اینجا (به ویژه خوزستان)خاک رس پیدا نمی شود بنابراین آجر هم کم است.رس فقط در عمق یافت می شود.همچنین در این ناحیه رمل (مخلوطی از آهک،رس و امثال آن که خاک نرمی تولید می کنند)وجود دارد.

          یکی از عوامل بسیار مهم و بارز در لم یزرع بودن بعضی زمین های خوزستان و بوشهر ،وجود صنایع نفت است.زیرا گاز دی اکسید کربن موجود در هوا به اکسید گوگرد تبدیل شده و تولید اسید سولفوریک نموده و PH خاک را تغییر می دهد.خود دی اکسید کربن نیز با رطوبت هوا مخلوط شده و به نوعی خاک را تحت تاثیر قرار می دهد.

           به طور کلی در سواحل جنوبی کشور،به علت هوازدگی شیمیایی بسیار بالا،دسترسی به سنگ بستر به راحتی امکان پذیر نمی باشد،در حالی که در شمال به راحتی می توان به آن دسترسی یافت.همچنین در شمال،مرجان و پدیده های مرجانی مطلقا وجود ندارند،زیرا نه سنگلاخی است و نه به اندازه ی جنوب گرم است.در حالی که در خلیج فارس ما حتی جزایر مرجانی مانند کیش را داریم و حتی حیوانات حفاری وجود دارد که آهک ها را می خورند.

             ب-سطوح کوهستانی و ارتفا عات ،به ویژه کوه های شمالی و غربی کشور به عنوان مستعد ترین نواحی به لحاظ هوازدگی شیمیایی شناخته می شوند،زیرا اولا از بارندگی و رطوبت کافی برخوردار هستند ،ثانیا انواع سازنده های سخت و یکپارچه (به ویژه تشکیلات آهکی )را در بر دارند.شایان ذکر است که دامنه های شمالی و غربی رشته کوه های فوق الذکر به دلیل اینکه بیشتر در معرض توده های مرطوب قرار می گیرند،از پتانسیل تخریبی انحلالی بالاتری  برخوردارند.البته در این دامنه ها نیز سطوح پایینی برف مرزها،و به خصوص مناطق پایین تر از 3000 متر که باران بیشتری دریافت می کنند و ضریب برفشان کمتر است بیش از بقیه در معرض تخریب شیمیایی واقع هستند.

           نکته ی قابل توجه این است که در اکثر ارتفاعات ایران ،گیاهان غالبا از نوع پست(مرتعی و بوته ای )و تقریبا انبوه می باشند.در نتیجه،گیاهان مذکور مقدار زیادی دی اکسید کربن در سطح زمین و یا در مجاورت آن تولید می کنند که خود می تواند مقدار گاز کربنیک آبهای نافذ را افزایش دهد و به تبع آن بر قدرت انحلال و خوردگی بیفزاید.

           می توان گفت که به دلیل حضور گسترده ی سنگ های حاوی کربنات کلسیم و سازندهای تبخیری (نمک ،گچ،ژیپس و...) در ارتفاعات کشور (به ویژه در زاگرس و دنباله ی جنوبی آن)،انحلال و خورندگی نسبت به سایر اعمال شیمیایی بیشتر صورت گرفته است.علاوه بر این،انحلال سطحی در سنگ های مذکور و یا سنگ های گرانیتی،کنگلومرایی،ماسه سنگی و امثال آن نیز غلبه یافته و پدیده هایی نظیر تافونی و حفره های لانه زنبوری و طاقچه ای شکل(با ابعاد حدودا یک متر و گاه با ارتفاع 3 تا 4 متر )را به وجود آورده است.این پدیده ها در سطوح شیب دار و دامنه های سایه دار بیشتر به وجود آمده اند.در واقع رخداد شبنم یا ژاله ی شبانه ،گرم شدگی روزانه و نیز عمل خورندگی ،مهمترین علل پیدایش تافونی هستند.به گونه ای که در دامنه های سایه دار ،رطوبت و آب می تواند به مدد سایه تا اعماق بیشتری در سنگ نفوذ کند و سبب خورندگی کانی های انحلال پذیر شود.در بعضی مواقع تداوم این عمل موجب گسترش قابل توجه ابعاد تافونی شده و آنها را به صورت غارهای کوچک و یا پناهگاه های تخته سنگی در آورده است.پدیده ی دیگری که به ویژه در گرانیت ها ایجاد می شود،گناما یا حوضچه های سنگی است که به صورت حفره های بسته با قطر حداکثر 2 تا 3 متر در سطوح افقی هموار یا کمی مقعر ظاهر می شوند.این پدیده بر اثر اعمال فیزیکو- شیمیایی تکوین می یابد.نمونه های این گونه اشکال را میتوان در گرانیت های جنوب و جنوب شرق مشهد به خوبی مشاهده نمود.

             در برخی مناطق کوهستانی مثل بینالود،سطح سنگ های ماسه ای دگرگون شده ی شیستی (با رنگ خاکستری )و لایه های کوارتزیتی بین آنها (با رنگ خاکستری تیره)بر اثر هوازدگی شیمیایی و عمل ورنیزاسیون ، به رنگ قهوه ای مایل به قرمز در آمده است.

          همچنین در مجاورت فیلیت مشهد (شیست ،شیل،...)میکا شیست هایی با درجه ی دگرگونی بالا ،واقع شده اند،که سطح این میکا شیست ها نیز بر اثر اعمال هوازدگی نظیر تخریب شیمیایی از نوع اکسیداسیون و در نتیجه اکسیده شدن کانی های آهن دار در این سنگها،موجب تجزیه و تسلط هوازدگی شیمیایی بسیار کم ،؛جزیی و محدود است.در برخی نقاط این نواحی که نمک به قدر کافی وجود دارد،باد با حمل ذرات نمک موجب تخریب و خورندگی سنگ های در معرض باد گردیده  ولیکن در محیط های خشک بدون نمک ،سنگ ها از این حیث در امان مانده اند.

           از سویی در این مناطق به علت کمی بارندگی و توان تبخیر بسیار بالای اتمسفر،رطوبت و آب موجود در سنگ ها و سازند های سخت،طبق خاصیت شعریه ای (موئینگی) بالا آمده و املاح محلول به ویژه املاح منگنز را با خود بالا آورده و یک قشر نسبتا سخت و سیاه رنگی را به نام ورنی صحرایی (زنگار سطحی ) در سطح سنگ تشکیل داده است .این فرایند در بستر های سنگی اغلب خشک  رودهای (وادیهای )چاله های داخلی نظیر طبس (حوالی معدن زغال سنگ پروده) و اکثر سنگهای گرانیتی و آهکی که ماهیتا رنگ روشن تری دارند،نمود بیشتری پیدا کرده است.این سنگها هرچه تیره تر باشند نشانه ی خشکی شدیدتر منطقه و بارندگی ها و جریان های با دوره های بازگشت طولانی تر می باشند.این جریان های کاپیلاری در سازندهای سست و نرم بیابان های داخلی کشور نیز موجب صعود نمک و ایجاد قشرهای سخت نمکی زیر سطحی و یا کفه های نمکی سطحی گردیده اند.

منبع:ژئومورفولوژی ایران 2

تالیف:دکتر محمد جعفر زمردیان 

 

 

 



نوع مطلب : سنگ کـــــــــره 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
زمین پویان
سه شنبه 7 اسفند 1386 09:02 ق.ظ

سلام ما جمعی از بچه های ورودی 86 رشته زمین شناسی دانشگاه تهران هستیم
خوشحال می شیم با شما ارتباط داشته باشیم....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo